على دوانى
43
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
با انديشهء روشن خود حل مىكند . و با نگرشى ديگر خواهى ديد او عاشقى است كه زيبائى را به زيباترين وجهى احساس مىكند . آن گاه يكباره مىشنوى كه در مشهورترين قلمرو شرق اسلامى به سير و سياحت پرداخته است . متعاقب آن متوجه مىشود كه او مدير مدرسهء « دار العلم » بغداد است ، و با اين وصف به دنبال اخبار و آثار بذله گويان و ارباب ذوق مىگردد ، و پس از همهء اينها پى خواهى برد سيد رضى سرپرست خانوادهاى است كه داراى زن و فرزندان مىباشد . معنى اين درهم پيچيدگى عجيب چيست ؟ اين بدان معنى است كه شريف رضى از مواهب گوناگونى برخوردار بوده است . ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ * . . . « 8 » جايگاه او در عالم شعر در سخنان دانشمندان شيعه و سنى از معاصران سيد رضى و در قرون بعدى خواهيم ديد كه اغلب روى جنبهء شعرى او حساب كردهاند . بلكه شعر را صفت بارز او دانستهاند ، و گفتهاند « او شاعر است » . علت آن را قبلا يادآور شديم ، و از گفتههاى نويسنده و دانشمند شعر شناس مصرى دكتر زكى مبارك بهتر خواهيم دانست . پيشتر از ثعالبى همعصر او نقل كرديم كه گفته بود : شايد ديوان او چهار جلد باشد ، و در خلال مطالب گذشته مكرر از دانشمندان صاحب نظر آورديم كه جايگاه او در شعر عربى از چه اهميتى برخوردار بوده است ؟ از امتيازات شعر سيد رضى اينست كه در آن هجو ديده نمىشود ، و اگر هم گاهى در باره كسى سخنى و انتقادى نموده ، تصريح به نام طرف نكرده است . احمد بن على داودى حسنى مؤلف عمدة الطالب كه خود از دانشمندان آل ابي طالب بوده است ، از قول ابو الحسن عمرى نقل مىكند كه « شعر رضى مشهور است ، و او سرآمد شعراى قريش است ، و كافى است بدانيم قريش قبيلهاى بوده است كه شاعران بنام داشتهاند و نخستين آنها حارث بن هشام ، و هبيرة بن ابى وهب ، و عمر بن ابى ربيعه ، و ابو ذهيل ، و آخرين آنها محمد بن
--> ( 8 ) - عبقرية الشريف الرضى - ص 214 تا 217 .